این منم دارکوب

 

 

خسته بودم.

خسته‌ی روزها!

خسته‌ام هنوز

بی‌حال و کرخت پا می‌کشم روی برفهایی که از کوبش لگدهای بسیار,چرک و سیاه شده‌اند.

حالم به هم می‌خورد از این همه سیاهی که نصیب این دانه‌های پاک شده

نصیب این دانه‌های پاک می‌شود.

کرکره برقی دارکوب را که می‌زنم

با صدای قیژ قیژ نکره‌ای باز می‌شود.

چقدر کثیف است شیشه‌های دارکوب.

دست می‌کشم روی عکس دارکوبی که ا.ل.ه.ا.م برایم خلقش کرده.

در را که باز می‌کنم

صدای دیلینگ دیلینگ زنگوله که زنگ می‌زند توی گوشم

گرد و خاک روی قفسه‌ها را که می‌بینم

و بوی کتاب که می‌پیچد توی مغزم

از خودم می‌پرسم

"کجا بودی این همه وقت؟"

 

"آمدم نبودی"هایتان رسید

دیگر خسته نیستم

برای شما

برای محبتتان

می‌نویسم اگر کلمات یاری کنند

تمامشان را گذاشته‌ام توی همان قفسه یادگاری‌های کنار پیشخوان

ببینم

کسی اینجا یک استکان دم‌نوش نعنا میل دارد؟

 

 

/ 14 نظر / 3 بازدید
نمایش نظرات قبلی
کوچه های باران

سلام.... هاه!.....بیرون خیلی سرد است... لطفا اول دم نوش را بدهید....لب هایم کرخ شده.... بعد می روم سراغ کتابها.... [گل]

یاکریم

سلام

یاکریم

اومدی اومدم ولی بقچه اوازمو یه جا گم کردم فعلا فقط سکوت دارم سکوت و ....

یاکریم

هیچ عوض نشدم همون دخترک غرغروی دلتنگم نه ؟

یاکریم

راستی درو که باز کردی پشت قفسه ها یه یاکریم ندیدی بی دونه بی اواز ؟ ندیدیش؟

ا.ل.ه.ا.م

لوگوش با من....همه جوره هستم... رو من حساب كن.. شما راحت باش هر چي دوست داري برام بذار ..شما مجازي..

یاکریم

از لحن صدات معلومه خوب نشدم خب يه زماني لاقل كنج اين همه روزمرگي و تنهايي و بي صدايي يه كافه كتاب بود كه گاهي دلتنگيامو ازم مي گرفت يه كافه كتاب چي هم داشت كه با همه غررويي و بد اخلاقيم بيرونم نمي كرد

یاکریم

آخر راه اومدن با روزگار گره کوریه که بخت منه که تموم اتفاقای بدش شاهد زندگی سخت منه شاید این زخمی که از تو خوردمو از حرارتش زبونه می کشم یا تموم بی کسیهامو همش فقط از دست زمونه می کشم بگو بازم هوامو داری و مثل همه منو تنها نمی ذاری بگو هستی تا نترسونتم ظلمت این شب تکراری بگو هستی و روی ماهتو امشب پشت ابرا پنهون نمیشه آسمون بخت تیره من ابری نمی مونه همیشه من که پشتم به خودت گرمه و باز هر چی این راهو نمیام نمی رسم نکنه دستمو ول کردی برم که به هرچی می خوام نمی رسم شایدم من اشتباهی اومدم که در بسته رو وا نمی کنی من به این سادگی دل نمی کنم از تو که منو رها نمی کنی بگو بازم هوامو داری و مثل همه منو تنها نمی ذاری بگو هستی تا نترسونتم ظلمت این شب تکراری بگو هستی و روی ماهتو امشب پشت ابرا پنهون نمیشه آسمون بخت تیره من ابری نمی مونه همیشه

هستی

میدانستم وقتی می آیی شاهکاری می آفرینی. هر چند که حرفم جوابی نداشت اما ... خوش آمدی به کافه ات.